|
wednesday criticism |
||
|
در ادامه جلسات نقد 4شنبه و در دوره جدید این جلسات، جلسه نقد رمان خوف نوشته شیوا ارسطویی روز 4 شنبه 29 آبان ماه 92 در سرای محله داوودیه با حضور نویسنده و جمعی از نویسندگان و منتقدان معاصر برگزار گردید. در ابتدای جلسه سیروس نفیسی مجری جلسه به معرفی نویسنده و کتاب وی پرداخت و گفت: «كتاب "خوف"آخرین رمان نويسنده است كه پس از گذشت 8 سال از چاپ آخرین کتاب وی در ایران و در سال 92 از سوي نشر روزنه منتشر شده است.ارسطویی پیش از این کتاب مجموعه داستان هاي: "آمده بودم با دخترم چاي بخورم" ، "آفتاب مهتاب" ،"من دختر نيستم" و رمان هاي: "او را كه ديدم زيبا شدم" ،"نسخه اول" ، "آسمان خالي نيست" ، "بي بي شهرزاد" و"افيون" كه اين آخري در آلمان چاپ شده است و دو مجموعه شعر را در کارنامه ادبی خود داشته است.
نفیسی پس از خواندن فصل 18 كتاب از سوي نويسنده، به بحث درباره خود اثر پرداخت و گفت: « این رمان که در 22 قول یا فصل نوشته شده از جنبه های مختلف قابل بررسی است از جمله زبان کار شده آن و مهم تر از آن تصویر واقعی ای که از زن در جامعه ما ارائه می دهد. شاید مهم ترین نکته این اثر همین تصویری است که از شخصیت اصلی رمان یعنی شیدا ارائه می دهد: زنی نویسنده، موفق و تنها که می خواهد مستقل باشد و به آنچه حقش است برسد،(که البته قدری با فمینیسم مرسوم متفاوت است) اما انگار جامعه چیز دیگری را که از او تصویر کرده می خواهد به او بقبولاند، آنچنان که در قول آخر که با روایت کاوه می باشد، تصویری معکوس و تردید برانگیزاننده از آنچه تاکنون گفته شده به خواننده ارائه داده می شود. نکته قابل ذکر دیگر در خصوص ساير شخصیت های زن کتاب است که در دو سوی این پاره خط فرضی، از یک سو ژینوس را داریم که زنی تا حدي عامی است و به دنبال زندگی ای پیش پا افتاده و از سوی دیگر نغمه، که زنی است کاملا مستقل و موفق و انگار آن چیزی است که خود شیدا می خواسته بشود و نشده و به عبارتي، ظرفيت به طور كامل به بار ننشسته او است . ضمنا، به نظر می رسد صرف نظر از شخصیت های زن، مردهای اثر هم به نوعی هر یک دیدگاهی یا کانون معنایی را در جامعه نمایندگی می کنند، از کاوه که روشن فکری گوشه نشین و فرورفته در اوهام و خیالات است گرفته، تا مظهری فرد دیپلمات که احتمالا نماینده طیف قدرت است و پسر سرهنگ كه سرهنگ نظام سابق بوده و صاحب خانه نویسنده، كسي که زندگی را بر شیدا سیاه کرده است.» وی افزود: «به نظر می رسد ارسطویی در این کتاب حرفی و موضع گیری خاصی دارد در خصوص جامعه اش، هر چند ما موضعش را نبذیریم، یا آن را نپسندیم.» در ادامه جلسه حضار از نظرات سید علی میر فتاح بهره مند شدند. میر فتاح اعتقاد داشت شیوا ارسطویی با کارهای گذشته اش نشان داده که کارش را بلد است و بررسی این اثر بدون توجه به جزئیات كار و موارد خاص مربوط به نويسنده از جمله: همان فصل قرائت شده 18 در این نشست که به ارتباط خاص راوی با رضا براهنی، نویسنده و شاعر مهاجرت کرده سرشناس می پردازد، یا به آن تصویری که از کاوه و طیف روشن فکری جامعه ماارائه می دهد، صحیح نبوده و ما را به جایی نخواهد رساند. میر فتاح در کل، رمان را اثری شاخص ارزیابی کرد، به خصوص تصویری که از خوف مستولی شده بر نویسنده درون متن مجسم می کند و آن چیزی را که می شود از آن به عنوان خَشیت و خوف اِجلال یاد کرد که در ادبیات کلاسیک ما هم شاید بتوان نمونه هایی از آن یافت. به زعم میر فتاح البته ایراداتی هم بر کل اثر وارد است، از جمله فصل آخر و قول کاوه از یک طرف كه با ساير فصول همساز نيست و موضوع ديگر زبان اثر که در برخی فصول و از جمله فصل آخر همپای فصل درخشان 18 نمی باشد. مردعلی مرادی نويسنده مجموعه داستان "رازهاي سانتي متري" نیز از دیگر حاضرانی بود که به نقد این اثر پرداخت و گفت: «بر خلاف آقای میر فتاح، برای من کتاب بدون فصل آخر اصلا معنا پیدا نمی کند و آنجا است که به نظرم با قول کاوه اصلا شیدا ساخته می شود. در این اثر ما در هر فصل به جز 15فصل مربوط به شیدا، با قول یکی از شخصیت های اثر مواجهیم که ساخته هم می شوند و به نظر می رسد که نویسنده همه چیز و از جمله دنیای روشن فکری را به سخره می گیرد. ضمنا، اگر قرار باشد که ما خود نویسنده یعنی شیوا ارسطویی را به جای شیدا قرار دهیم، فکر می کنم چیزی از جذابیت های کار باقی نمی ماند و فکر هم نمی کنم نویسنده اصلا چنین قصدی داشته است.» هادی نودهی نویسنده مجموعه داستان"شمایل لرزان قدرت" در ادامه جلسه به بیان نظرات خود پرداخت و گفت: «صحبت كردن در مورد نكات مثبت و قدرت هاي اثر در مورد زبان و ... كه ديگر دوستان گفتند، شايد در اين جلسه چندان به كار نويسنده نيايد و فكر مي كنم بهتر است به موارد ديگر پرداخت؛ با اين توضيح كه من هم مثل بيشتر دوستان از منظر يك نويسنده و نه يك منتقد حرفه اي، بيشتر به بيان دريافت هاي حسي خودم مي پردازم.» نودهي ادامه داد: « به نظر من کتاب شروع بسیار خوبی دارد ولی هر چه جلوتر می رفتم، پرسش هایی در ذهنم ایجاد می شد، از جمله این پرسش اساسی که چرا شیدا با وجود آن همه مشکلات و خوفی که زندگی در آن خانه بَرش تحمیل کرده، آنجا را ول نمی کند و نمی رود؟ در مورد سطوح و لایه های بعدی اثر و اینکه مثلا نویسنده قرص می خورد و آن خانه، مثلا نمادی است از وضعیت و جایگاه نویسنده در ایران و ... آگاه هستم، ولی سوال من در خصوص سطح اول روایت یا همان سطح کاملا رئال داستان است که فکر می کنم نویسنده پاسخی برای آن در اثرش ارائه نمی دهد.» در ادامه این جلسه؛ پوریا فلاح به بیان نظرات خود درباره رمان خوف پرداخت و گفت: «من هم مثل نودهی فکر می کنم رمان بسیار خوب شروع شده اما از آن طرف بسیار بد تمام شده است. ضمنا فکر می کنم اوج رمان در فصل 14 و آنجا که اوج نکبت و فلاکت نویسنده را نشان می دهد، رخ داده است و از آنجا به بعد کار افت می کند؛ مثلا در فصل 16 که انگار می خواهد چیزی را توی مغز خواننده اش فرو کند. در کل من هم فکر می کنم در جاهایی رمان در سطح اول لنگ می زند اما جاهایی که توانسته آمیختگی واقعیت و خیال را از کار درآورد، به نظرم موفق بوده. موضوع ديگر قابل بحث بر مي گردد به اينكه رمان از یک طرف قصه گو است و از طرف دیگر یک جور اتوبیوگرافی است و به نظر می رسد نویسنده خواسته قدری کار را از پسند خواننده عادی جدا کند و به قول معروف کمی این طرف تر بیاید. وی افزود: « فکر می کنم به جز پسر سرهنگ؛ که یکی از قطب های قصه در مقابل شیدا بوده و کاوه به دلیل سر و سامان دادن قصه در پایان (فصل 18)و البته نیازی که پیرنگ قصه داشته است به سایر شخصیت های مرد اثر توجه لازم که خود کار می طلبیده، نشده است. و نکته آخر اینکه من هم فکر می کنم حس ترس و بهتر است بگویم حس پیچیده ای از ترس را نویسنده خوب از کار در آورده است.» ابراهیم مهدی زاده منتقد و نویسنده مجموعه داستان "سفر خاک" از دیگر نویسندگان حاضر در جلسه بود که در باره این اثر گفت: «به گمان من راوی اثر در کل 22 فصل کتاب و با توجه به هر 4 راوی آن که می توان آنها را ناموثق دانست، راوی ای فربه است. سر فصل ها و ذکر اسم راوی هر قول هم به نظرم زاید است و کمکی به پیشبرد کار نمی کند چرا که خواننده خودش متوجه تغییر راوی می شود و انگار نویسنده به خواننده اش اعتماد نمی کند. نکته دیگر اینکه به نظرم نویسنده آنجا که از زندان یاد می کند، تصویری قابل قبول ارائه نمی دهد و فکر می کنم نویسنده اصلا زندان را نمی شناسد و تجربه زیستی در این مورد نداشته است. دیگر اینکه در كتاب به جای نشان دادن ترس، فقط از آن سخن گفته مي شود. در ضمن به نظرم فصل ترکیه و استانبول فصل درخشانی است، مخصوصا تصویری که از عزیز در آن بخش ارائه می شود و آن صحبت هایی که با راوی دارد، هر چند فکر می کنم ادای دین در آن قسمت به نویسنده ای دیگر، زاید است.» آرزو خمسه نویسنده مجموعه داستان " عطر خسته بنفشه" نیز در این نشست به بیان نظراتش پرداخت و گفت در مجموع از این اثر بسیار خوشش آمده، همذات پنداری زیادی با راوی رمان داشته و حس تنهایی و خوفی که در آن خانه به عنوان یک نویسنده زن و تنها بر او مستولی شده است را کاملا درک کرده است. خمسه همچنین هنر بزرگ ارسطویی را در نشان دادن موریانه زدگی دنیای روشن فکری و این جور تنهایی و غربتی که دنیای روشن فکری برای زن یا حتی مرد به ارمغان می آورد، دانست و در مجموع کتاب را اثری شاخص و ویژه در میان آثار نویسندگان زن معاصر دانست که از تصویر سازی های تکراری در مورد زنان اجتناب می کند. پریا نفیسی از دیگر حاضران در جلسه بود که در ادامه نشست به بیان دیدگاه هایش پرداخت: «من هم آن حس ترسی را که نویسنده به بیانش پرداخته کاملا می فهمم و به نظرم بخشی از آن به جنسیت نویسنده و زن بودنش بر می گردد که ممکن است آقایان آن را درک نکنند. اما ترس دیگری هم در کار وجود دارد که بهتر است از آن با نام پاییدگی یاد شود که می تواند برای همه کس، چه زن و چه مرد اتفاق بیافتد. نکته دیگر مخنث بودن شخصیت کاوه است که انگار بخشی از وجود راوی اصلی یعنی شیدا است و انگار شیدا دچار از دست دادن انسجام شخصیت یا چیزی که از آن تحت عنوان هویت از هم گسیخته یاد شده است، شده و از اين منظر تمامی راویان دیگر اثر بخش هایی از خود راوی اصلی می باشند که حتی ممکن است شیدا از آنها خبر نداشته باشد .» وی اضافه کرد: «بر خلاف برخی دوستان که اعتقاد داشتند علی رغم شروع خوب، کار در ادامه افت می کند، برای من کار هر چه جلوتر می رفت جذاب تر می شد. » در ادامه این نشست فاطمه قدرتی نو یسنده مجموعه داستان "پنت هاوس" به بیان نظراتش پرداخت و گفت: « به نظرم بستر کاملا مناسبی برای موضوع داستان شکل گرفته است، اما فکر می کنم خرده داستان های فرعی همپای موضوع اصلی نیستند. مسئله دیگر اینکه با خواندن داستان این سوال برایم پیش آمد که چرا این همه تیپ داریم به جای شخصیت، یا اینکه چرا این همه قول های مختلف برای یک روایت واحد داریم؟ حتی کاوه را هم دوست نداشتم، تا فصل آخر و انتهای کار که متوجه شدم اصلا شخصیت اصلی اثر و راوی کار شیدا نیست بلکه کاوه است و شیدا، آنیمای ذهنی او و زنانگی سرکوب شده او است که آن را تا آنجا که می شود به لجن می کشد و به نظرم درخشش اصلی کار هم در فصل آخر است.» مسعود پهلوان بخش منتقد دیگری بود که در این نشست نظراتش را مطرح کرد و اعتقاد داشت که با خواندن اثر این حس در انسان ایجاد می شود که انگار نویسنده رمان را از ابتدا با صدای غالب شیدا نوشته و پس از پایان کار به این نتیجه رسیده که ممکن است کارش، کار متوسطی از آب درآمده باشد، بنابراین در ادامه، قول های ژینوس و نغمه و کاوه را اضافه کرده و مخصوصا در فصل آخر رمان با قول کاوه سعی کرده تصویری از عدم قطعیت و چند صدایی ایجاد کند که به عقیده وی این اتفاق رخ نداده است چرا که قول های مختلف، منظر آنچنان متفاوتی بر کلیت ماجرا و نگاه مطرح در آن نمی گشایند.» یوسف انصاری در واکنش به سخنان پهلوان بخش اعتقاد داشت که رمان یک اثر کامل چند صدایی است که از ایجاد یک راوی مقتدر اجتناب کرده است و به خصوص در حیطه فرم کار تازه ای حداقل در حیطه ادبیات ایران ارائه داده است که آن را می توان به تعبیر یوسا با ترفند عروسک چینی قابل مقایسه دانست که وقتی عروسکی را باز می کنی، عروسک کوچک تری درون آن می یابی و الی آخر... انصاری ضمن اشاره به نثر زنانه و شاخص اثر، ترس ترسیم شده در کار را از نوع گروتسک دانست و در پایان با اشاراتی به نظرات باختین، بارت و دیگر نظریه پردازان در مورد پدیده رمان، این اثر را رمانی کامل، تأویل پذیر و پیشرو و پیشنهادی تازه به ادبیات ما، محسوب نمود. در ادامه جلسه در خصوص موضوع چند صدایی اثر بحث هایی میان حضار در گرفت و برخی از جمله سید علی میر فتاح، با نظرات ارائه شده از سوی انصاری در این مورد مخالفت کردند. در پایان این نشست ادبی، نویسنده اثر ضمن تشکر از حضار و ریز بینی های آنها، اظهار داشت که در مورد این اثر زیاد صحبت کرد و شاید گاهی اوقات سخن نگفتن خود نویسنده از کارش بهتر از توضیح دادن باشد، هر چند فکر نمی کند در مورد چیزهایی که گفته اشتباه کرده باشد. قابل ذکر آنکه در این جلسه ادبی نویسندگان و منتقدان دیگری از جمله شاهرخ گیوا، معصومه اصغری و مجید واحدی نیز حضور داشتند که در مواردی به بیان نظرات خود پرداختند.
+
تاريخ شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:49 نويسنده منتقدین
|
|
|
|