wednesday criticism

 

سي و ششمین نشست از جلسات نقد 4 شنبه، عصر روز چهارشنبه 19 اسفند ماه از ساعت 17 در سرای محله داوودیه با حضور نویسنده، "منیرالدین بیروتی" در سرای داوودیه  برگزار شد. در این نشست، رمان "ماهو" نوشته "منیرالدین بیروتی"از سوی جمعی از منتقدان و نویسندگان حاضر در جلسه مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

 

در ابتدای جلسه پوریا فلاح  مجری جلسه، اشاره‌ای مختصر به سابقه‌ی 14 ساله «نقد چهارشنبه» کرده و از بعضی از نویسندگان و منتقدین و بانیان آن از جمله: محمد جواد جزینی،حسین سناپور، پوریا فلاح، علی الله سلیمی، مردعلی مرادی، سیروس نفیسی، ابراهیم خدادوست و فروغ کشاورز نام برد. ایشان سپس  گفتند در ادامه این جلسات: هادی نودهی، مجید واحدی، مسعود پهلوان بخش، پریا نفیسی، و... در چند سال اخیر نیز: احسان عسگریان، رضا فکری، ابراهیم مهدی زاده، عباس باباعلی، ناصرتیموری، سهیلا بازگیر به گروه نقد چهارشنبه اضافه شده اند. 

فلاح به  نام  برخی کتاب هایی که در یکی دو سال اخیر  در جلسات نقد چهارشنبه نقد و بررسی شده اشاره نمود از جمله کتاب: دود، رازهای سانتی متری، اندوه مونالیزا، تاریک ماه، نگهبان، با دریا حرف می زند،  کنار نیا مینا، میران.

سپس پوریا فلاح از منیرالدین بیروتی خواست که صفحاتی چند از کتاب را برای حاضران بخواند.

پس از خواندن صفحاتی از کتاب توسط نویسنده( قسمتی از فصل سوم، صفحه 58 ).

فلاح این گونه به معرفی  بیروتی پرداخت:

 منیرالدین بیروتی متولد 1349 در بغداد است و تا کنون چند مجموعه داستان و رمان از وی چاپ شده. مجموعه داستان‌های "فرشته"، "تک خشت" (برنده جایزه گلشیری)، "دارند در می‌زنند" و "آرام در سایه" و همچنین رمانهای "چهار درد" (برنده جایزه گلشیری)، "سلام مترسک" و رمان «ماهو» که در سال 1394 از سوی نشر نیلوفر منتشر شده است.

سپس نوبت به صحبت‌های انوشه منادی رسید. منادی در نقد خود گفت: بنظرم کتاب را می‌توان از جنبه‌های مختلفی نقد کرد. از جمله: معاصر بودن، بحرانی بودن، نشانه شناسی و ارتباط نظام مند این نشانه‌ها باهم، از نظر طرح و نقشه و پیرنگ  و کلا عناصر کلاسیک داستان. بنظرمن رمان دارای دو زمان است. یکی زمان حال که خطی است و زمان غالب است و عمدتا بر می‌گردد به دوران جنبش دانشجویی. دیگری زمان گذشته ساده ( البته نه خیلی دور) که بر می‌گردد به رابطه ماهو و هیراد. داستان در مکان‌های محدودی می‌گذرد با آدم‌های محدود. هیراد و خانواده- هیراد و دوستان- ماهو و دوستان. اما شخصیت محوری ما هیراد آشفته حال است.هیرادی که استاد دانشگاه است و در دهه 60 به زندان افتاده و در جستجوی ماهو است. عشقی که حتی یک لحظه هم با او خوش نبوده. داستان با آن که خلاصه است، اما معانی بسیاری در خودش دارد. pattern  رمان دایره ای است.دایره می زند و بسته می‌شود. رمان بر اساس گفتگوست، که این ویژگی بیروتی است. با گفتگو شخصیت‌ها را می‌سازد. نویسنده با زبان و لحن، با بکارگیری مهندسی کلمات، کارش را انجام می‌دهد. و آشنایی زدایی می‌کند. نویسنده گاه دیالوگ‌های چند لایه، که حاوی نشانه  هستند را بکار می‌برد. گاهی هم مضامین عتیق را یا مضامین جدید در هم می‌آمیزد. از طرفی، راوی هر وقت به خیابان می‌آید با یک نگاه به اطراف، آدم‌ها را می‌سازد. از نظر عناصر کلاسیک هم،مثلا در فصل اول شاهد ساختار نمایشی به شکل ارسطویی آن هستیم. هر چند باید بگویم گاهی شاهد اطاله زمان در جاهایی از رمان هستیم و می شد بخشی از گفتگوها نباشد.

سپس مسعود پهلوان بخش بعنوان منتقد دیگر این جلسه گفت: می‌توان این رمان  340 صفحه‌ای را از منظرهای مختلفی بررسی کرد. از جمله شخصیت. شخصیت هیراد برای من شخصیتی بیاد ماندنی است.اگر ما در نظر بگیریم که در تاریخ 100 ساله داستان نویسی‌مان، همیشه نویسندگان بزرگ ما، از جمله جمالزاده در « یکی بود یکی نبود»، هدایت در « بوف کور»، بهرام صادقی، گلشیری مثلا در داستان « بخدا فاحشه نیستم» همه بنوعی دنبال ساختن و تبیین شخصیت روشنفکر دوران خود بودند.هیراد هم روشنفکر دوران ماست. شخصیتی گیج که در حال دست و پا زدن است و بیروتی توانسته آن را خوب بسازد. هیراد از نظر سیاسی نمی‌داند دارد چکار می‌کند. چکاره است.این گیج بودن در طرح رمان هم دیده می‌شود. یعنی سوالی که در ابتدای رمان طرح می‌شود، در انتها جواب داده نمی‌شود. ( مرگ ماهو). در مورد زبان باید بگویم: خوب کار شده،بیروتی نثر خودش را ساخته، طوری که می‌توان از روی نثر، نوشته‌ی او را شناخت. اما این که نویسنده خواسته هر طور شده، امضای خود را نشان دهد، باعث شده،  در بعضی جاها نثر ایراد پیدا کند. مثلا« تکیه بدهد به میزخندید». ضمنا بعضی جاها، روایت کش‌دار شده است از جمله بعضی از بحث‌های سیاسی، که چیزی هم از آن استخراج نمی‌شود. بنظرم می‌شد روی شخصیت برادرها هم بیشتر  مانور داد. به ماهو هم کم پرداخته شده. ما از گذشته و چرایی قطع رابطه آن‌ها چیزی نمی‌دانیم. و این جای کار داشت.

هادی نودهی دیگر منتقد حاضر در جلسه گفتند: رمان ماهو در ادامه سنت پرداخت به روشنفکری ایران است. با توجه به این که این رمان نسبت به بعضی از رمان‌های دیگر، رمان‌تر از کار درآمده است . چرا که ما فقط شاهد دغدغه‌های ساده نیستیم. بلکه دغدغه‌های بزرگ تر و هستی شناسانه را هم می‌بینیم. ما به ازای چنین کارهایی در سینما فیلم «هامون » است. نکته دیگر دیالوگ‌ها و چندصدایی بودن رمان است. بنظرم این کار را می‌توان با رمان « برادران کارامازوف» داستایوسکی مقایسه کرد.( مثلا تعداد برادران)  با این اختلاف که داستایوسکی با پرداختن به جزییات فراوان  به موازات مسایل اصلی دیگر داستان، توانسته داستانش را پیش ببرد. کاری که جای خالی‌اش در داستان بیروتی دیده می‌شود. ضمنا اگر مثلا دانیال را در داستان بیروتی خارج کنیم داستان صدمه نمی‌خورد، که نباید این طور باشد. در هر صورت داستان، داستان ماهو نیست.

سودا خسروی: این کتاب روی من تاثیر زیادی گذاشت. همراه با آن زجر کشیدم. رمان برای من یک برزخ معلق پر از پارادکس بود که مرا یاد  شخصیت خودم می‌انداخت.هیراد من را یاد خودم می‌انداخت که چقدر تلاش می‌کنیم تا چیزی را بدست بیاوریم و چه راحت از دستش می‌دهیم ( ماهو را ). بنظر من ماهو یک تیپ است. من پایان داستان را بهترین قسمت رمان دیدم. این کتاب من را یاد قضیه آدمی می‌اندازد که پول داده تا برود باغ وحش میمون ببیند، اما آخر سر به این نتیجه می‌ رسد که انگاررفتنش به باغ وحش برای این بوده که میمون او را ببیند. 

سیروس نفیسی: این کتاب، رمان مدرن شهری است که فضای سیاسی اجتماعی اقتصادی و دغدغه‌های نسل جوان روشنفکر دانشگاهی اندیشمند ما را در تحولات سیاسی حضور داشته و شکست خورده نشان می‌دهد که این از نقاط قوت کتاب است. اما این کتاب از نظر تعداد و پرداخت شخصیت متمایل به مردهاست. و شخصیت  زن آن چنان، در آن پرداخته نشده. لحن داستان هم گاهی موفق و گاهی ناموفق است. شخصیت هیراد هم آن چنان که باید و شاید، شخصیت قدرت مندی از آب در نیامده، و نویسنده جا داشته که روی آن بیشتر کار کند.

مردعلی مرادی: بنظرمن نویسنده خواسته آدم‌های این دوران را به تصویر بکشد. هیراد آدم امروزی زندان رفته که اندیشه امروز را دارد . من از این که می‌توانم تکه‌هایی از خودم را  در او ببینم.  ذوق می‌کنم. بنظر من فصل سه داستان اوج رمان است. جایی که آدم‌های خوب و بد و شیاد نشان داده می‌شوند.اکثر فصل‌ها گفتگو محورند. ولی در بعضی از فصل‌ها، مثلا فصل اول گفتگوها زیاد است. و نویسنده می‌توانسته از میزان آن تا اندازه‌ای بکاهد چون این گفتگوها اطلاع زیادی به ما نمی‌دهند. و ما نویسنده را پشت گفتگوها می‌بینیم.

طلانژاد حسن: رمان را با کمال لذت خواندم. خستگی من را درآورد. زبان رمان بسیار قوی است. بنظر من بهترین شخصیت درآمد ، هادی است. اما شخصیت هیراد  ساخته نشده. چون از همان اول می‌افتد در دور تسلسل.. ماهور که اصلا شخصیت نیست، آمده توی داستان تا هیراد را بسازد، که موفق نبوده. مطلب بعدی این که در انتهای داستان، شخصیت‌ها زیاد در ذهن نمی‌مانند چون رمان ذهنی است، اما بخش‌هایی هست که در داستان اضافی است و در خدمت این ذهنی بودن نیست. مانند: قسمت کافه یا دستفروشان.

مرسده کسروی: شاخص‌ترین نکته برای من در رمان، شکل بکار گیری عناصر داستان است. راوی داستان دانای کل نمایشی که گاهی به ذهن راوی وارد می‌شود... هیراد که نیمه گم شده خود را نمی‌یابد، نه در شکل مادر و نه خواهر و نه زن... ما در این رمان، در قالب خرده روایت‌ها زندگی متوسط شهری را با تمامی مشکلات شان  می‌بینیم ازجمله: فقر، تنهایی...  و شهر که هیراد را با خودش می‌برد. هیراد مترسک یک قهرمان است و تا انتها همین طور می‌ماند....

پریا نفیسی: رمان از جنبه‌های مختلف قابل بحث است از جنبه‌های روانشناختی، جامعه شناسی، سیاسی و...در رمان شاهد آن هستیم که سوالی که در ابتدای داستان در مورد سرنوشت ماهو طرح می‌شود، در انتهای داستان بی‌جواب می‌ماند. در این رمان ما با درد یک نسل روبرو هستیم. هیراد هم در برزخی که قرار دارد می‌ماند. اثر روی دیالوک استوار است. در بعضی جاها شاهد دیالوگ صرف هستیم، بدون توصیفات، که ممکن است بعضی آن را نپسندند. اما بنظرم در نهایت رمان، زنده از آب در آمده.

ابراهیم دم شناس: زبان رمان، زبان افراد و آدم‌های آن است.برای همین نمی‌شود از این حیطه به زبان ایرادی گرفت. هرچند می‌شود به زبان از نقطه نظرات مختلفی نگاه کرد مثلا اسم کتاب را « ماهُو» یا « ماهُوَ» خواند. که متفاوت می‌شود.

مجتبی گلستانی: من چون خبر نداشتم، نرسیدم این اثر را بخوانم. اما روی هم رفته من از کارهای آقای بیروتی خوشم می‌آید.  بهر روی ما کارهایی زیادی داریم در نقد روشنفکری، که عمدتا همه مبتنی‌اند بر آگاهی. که از عصر روشنگری شروع شده و آمده جلو. در ایران هم بوف کور را داریم که از آگاهی می‌گوید. همان طور که بهرام صادقی هم می‌گوید. تا حالا که رمان توانسته خودش را از مخمصه فرمالیسمی برهاند و فرامدرن شود.هر چند من از بازی‌های زبانی لذت می‌برم، از شکستن شاعرانه زبان.

قباد آذرآیین: من براساس 100 صفحه‌ای که از کتاب خوانده‌ام نظر می‌دهم. بنظر من ماهو نمی‌تواند شخصیتی بیرونی باشد. در 3 فصلی که من آن را خواندم، این شخصیت زنده نشده. مطلب دیگر این که من در کتاب شاهد ترکیبات خوب زبانی بودم. از جمله: « حیرتیِ».- « نگاهِ زن‌ها کرد»....

عباس باباعلی: چون کتاب را تمام نکرده‌ام، فقط به دو نکته اشاره می‌کنم:1- لحن رمان. بنظر من زبان و لحن داستان خوب است، اما ترکیباتی مانند:  ایستادنا – رفتنا- گفتنای – واکردنا-...که در تمام کتاب دیده می شود، از نظر لحن، ترکیب مناسبی از نظر سنی برای راوی ما نیست. مخصوصا برای راوی رمان.، آن هم به این گستردگی 2- وجود راوی  سمج. مثلا در فصل اول که دیالوگ ها زیاد و کش دارشده. یا در فصل سوم که در 50 صفحه ، بیش از 45  بار از سیگار بعنوان «جملات کمکی» یا «مَفصَلی» استفاده می شود بصورت: پرت کردن، کشیدن، انداختن، پک زدن، روشن کردن، خاموش کردن...که بنظرم محل بحث دارد.

فاطمه فیروزیان: دوستان به تمامی نکات اشاره کرده‌اند. بنظر من هم شخصیت هیراد در نیامده. راوی داستان هم بیشتر جنبه‌های منفی آدم‌ها را بیان می‌کند.

پوریا فلاح در خاتمه گفت:  من دوست داشتم کتاب 700 صفحه می‌شد تا ننوشته‌های رمان، نوشته می‌شد.من داستان‌های بیروتی را دوست دارم.زبان و نثرش را هم. 

در خاتمه منیرالدین بیروتی، هم با تشکر از کسانی که رمان را خوانده‌اند، نخوانده‌اند، یا نیمه خوانده‌اند گفت: حس ماهو همان بود که دم شناس گفت. بنظرمن قاعده و دستور زبان، نمی تواند قطعی و همیشگی باشد. برای من زبان احساسی است که در داستان به من دست می‌دهد. من غلطی را که حس را بهتر به خواننده برساند ترجیح می‌دهم به درستی که آن حس را نرساند. . ماهو هم در اصل حدود 700 صفحه بود که بخاطر هزینه و قیمت تمام شده‌اش که می‌توانست زیاد باشد، خودم آن را بازنویسی کردم و مجبور شدم قسمت‌های زیادی از آن را حذف کنم. ضمنا نوشتن این داستان  حدود  4 سال طول کشید و در چاپ آن مشکلی برایم از نظر ارشاد و... وجود نداشت.

در این جلسه نویسندگان و منتقدان گرامی: جناب رضا جولایی ، کامران سلیمانیان، ..............، رضا فکری، عسگر دماوندی، سهیلا بازگیر و جمعی دیگر از دوستان حضور داشتند که در بخش‌هایی به اظهارنظر پرداختند.

درخاتمه، دوستان نقد چهارشنبه، به مناسبت 14چهاردهمین سالگرد برگزاری جلسات نقد، شمع‌های روی کیک  ( با عدد سمبلیک 14 روی آن)  را از هرجاکه ایستاده بودند، فوت کردند و جای دوستان و شما سبز، کیک را قسمت کردند و بعدش چای و شیرینی و عکس و شادباش و تبریک پیشاپیش عید نوروز.

 نوروزتان پیروز.

 

  تهیه گزارش: عباس باباعلی

ویرایش و سایت: پوریا فلاح

 عکس و پوستر و هماهنگی تهیه کتاب: رضا فکری, احسان عسکریان

اجرا و هماهنگی این جلسه: احسان عسگریان، رضا فکری، سیروس نفیس، پوریا فلاح. هادی نودهی، مسعود پهلوان بخش

 

  به روایت تصویر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۴ساعت 17:19 نويسنده منتقدین |