wednesday criticism

این جلسه در تاریخ 28/11/94در سرای محله ی داوودیه با حضور منتقدان و نویسندگان تشکیل گردید.

جلسه را مجری محترم آقای مجید واحدی آغاز نمود و سپس آقای مهدی شام روشن(منتقد اول) و بعد از وی رضا فکری (منتقد دوم) در مورد کتاب صحبت کردند. بعد از منتقدین اصلی جلسه  با صحبت های سایر دوستان و نویسندگان ادامه یافت.

آقای سلیمانیان یکی از داستانهای کوتاه خود را که هنوز چاپ نکرده بودند برای حاضرین در جلسه قرائت نمودند.

آقای مهدی شام روشن در خصوص اثر نویسنده بیان داشتند: «در مجموعه داستان میران با پندار داستان مواجه هستیم زیرا یا واقعیت در ارتباط می باشیم خیلی از دیالوگها، توصیفها در مابه ازای بیرون می بینیم .به عنوان نمونه در داستان جمعه با پندار داستان مواجه هستیم. در این مجموعه داستان با داستانهای مواجه می شویم که مربوط به خود نویسنده نیست و در دل داستان با داستان دیگری مواجه هستیم.داستانها نیازبه رمزگان خاص می باشند. خیلی جاها به دام رئالیسم می­افتد باید واقعیت داستانی را بسازیم. سبک داستان و سکوتی که در این داستانها وجود داشت تازگی داشت.راوی یا نگاه راوی در فاصله ی خاصی بودو حرکتها به اندازه ی کافی بود وبا سکوت مناسب جایگاه ما را به عنوان خواننده بیان می­کرد و این ویژگی را کمتر در داستانهای امروزی می بینیم.»

آقای رضا فکری منتقد محترم دیگر در خصوص این مجموعه داستان بیان داشتند: «در خصوص ساختار داستانها ویژگی اساسی این مجموعه ،گاهی افکار کاراکترها را وارد داستانها می نماییم در این مجموعه داستان با جملات معترضه مواجه می شویم جملات ناگهانی درون متن ساختار ذهن خواننده را برهم میریزد و خواننده می بایست مجددا پاراگراف را بخواند واین موضوع باعث سردر گمی خواننده میشد.نویسنده می بایست بصورت آسانتر و به شیوه ی خاص خود داستان را بیان می­نمود و می توانیم به نویسنده پیشنهاد دادکه فضا یا مکان از گذشته و... بصورت یک تکه کلام وارد داستان مینمود. به عنوان نمونه داستانها ی میران مهتاب وباران مخاطب در خصوص درک جملات دچار سردرگمی میگردید این نوع نوشتن مخاطب خاص خود را میطلبد.داستانها یک دست هستند. بعضی داستانهای خطی ارجاع به گذشته دارند که این موضوع خواننده را خسته نمی کندو داستان های مهتاب یا نامه یا خاکسپاری لحظه ی حال دارد.از لحاظ مضمون ها عشق های گذشته و ناکام خیلی در چشم می باشند مثل داستان عاشق.بعضی از داستانها مانند لیلا ی دیگر وخاکسپری در فضای مرگ سیر می نمایند واین موضوع را برای ما تداعی می کند که نویسنده مرگ اندیش می باشد .داستان شب و تنهایی وتنها فضاسازی خوبی از زندگی آدما بیان نموده است و خواننده را به دنبال خود می کشد و زبان محاوره و گفتگو را خوب بیان نموده است و جابه جایی زمانها و پرش ها را به خوبی انجام می دهد.بعضی از داستانها مانندمارمولک و مهمان گرهی وجود ندارد برشی از زندگی است و هنوز به مرحله ی داستان در نیامده است. دو داستان آخرمجموعه ایده های خوبی دارند و شخصیت های داستانی به خوبی توصیف گردیده اند وبهتر بود این داستانها در اول مجموعه آورده می شدند.در این مجموعه داستان، تعلیق از نوع علی معلولی نیست دنبال چرایی نیستیم دنبال چه شدو بعد آن هستیم مانند داستان لیلای دیگر در بعضی جاها نویسنده وضعیت زبان آوری خود را به رخ خواننده کشیده و این موضوع اشتباه می باشد.»

خانم طلا نژاد حسن در خصوص این مجموعه داستان بیان نمودند:«در دو داستان این مجموعه داستان،فضای کلی به ذهن منتقل شده و داستان از فضا و کنش هایی وهمزمانی  که در زمان صورت گرفته مانند داستان مهتاب. در داستان چه غروبی شد.کنش درگیری پدر و پسر با آدمهای بیرون و تبدیل آن به سه واکنش ذهنی و واکنشهای شخصیتهای داستانی بیان شده است.مسائل روانشناسی به خوبی در آن بیان شده است.داستانها داری فضاسازی خوبی میباشند.بعضی داستانهاپایان بندی خوبی نداشته اند مثل شب و تنهایی تنها.»     

 آقای ناصر تیموری در خصوص این مجموعه داستان بیان نمودند: «بعضی از داستانها طنز خوبی دارد مانند داستان خاکسپاری ودر داستان نامه، تصویر سازی ها دلنشین می باشند.»

سیروس نفیسی در ادامه گفت: «وقتي بدنبال محوريتي موضوعي، محتوايي و... براي این مجموعه داستان مي گشتم، ديدم كه داستان ها به شدت متکی بر مناسبات فرهنگي ما و آدمهاي معمولي آن می باشند و نویسنده درآن خوب عمل کرده و به خال زده است. ضمنا با تقسيم بندي آقاي فكري موافقم و مي توان داستان ها را به سه دسته تقسيم كرد؛ اول داستان هاي از كار در آمده مثل: داستان هاي "عاشق" ، "شب وتنهایي و تنها" ، " مهماني" و "چه غروبي شد"  كه از لحاظ طرح و مضمون و پایان بندی خوب کارشده اند و برخواننده تآثير مي گذارند و دسته دوم، داستان هاي ساده اي كه شايد نتوان زياد رويشان حرف زد و حتي قابل حذف كردن اند، مانند: "دزد" ، "مارمولك" و "جمعه" و دسته آخر هم داستان هايي كه طرح و روايت پيچيده و مبهمي دارند، مانند: "مهتاب" ، "ميران" و "باران بهمن". در کل این مجموعه داستان نشانگر تلاش نویسنده اي است كه داستان گويي و تكنيك را مي شناسد.»  

 خانم پریانفیسی در خصوص این مجموعه داستان بیان نمودند: «نکته ی برجسته ی این مجموعه داستان متنوع بودن و داشتن فضا و شخصیت های مختلف و تنوع موضوعی می باشد.در بعضی از داستانهای این مجموعه در مخاطب عدم احساس ایجاد می کند به دلیل اینکه راوی داستان برای ما تعریف می کندو حالت گزارشی دارندو آن حس تاثیر گذاری وهمدلی از این حیث دور هستند (بغیر از دو داستان آخر که از این قاعده مستثنی می­باشد) و با خواننده فاصله ایجاد می کند. در بعضی داستانها نویسنده کم گویی کرده است مثل داستان اول و یا تداعی­هایی که خوب انجام نشده و حس را به خواننده منتقل نمی کند. در اکثر داستانها انگار یک نفر برای ما روایت می کند در هر جایگاه شغلی و موقعیتی یک جور داستان را روایت می کند که باعث ایجاد فاصله در مخاطب می شود ویک حالت خنثی در تمام داستانها وجود دارد.»

آقای انوش منادی در خصوص این مجموعه داستان بیان نمودند: «روایت و زاویه دید این مجموعه داستان جالب بود اما در بعضی جاها اشکال تکنیکی به چشم می­خورد؛ در برخی جاها داستان حالت سینمایی را پیدا می­کند.»

  آقای عباس بابا علی در خصوص این مجموعه داستان  بیان نمودند:«نکته قوت این مجوعه داستان روایت افراد پایین جامعه می باشد و به فرهنگ مردم نیز می پردازد.نثر و زبان داستان گاهی شاهد جملاتی آهنگین و کوتاه و گاه جملاتی در هم پیچیده و طولانی و سخت خوان هستیم. واین نکته قدرت نویسنده است. لحن وبیان، جملات و توصیفاتی تند و تیزی در اکثر داستان خود نمایی می کند. مخصوص آدم­های تر و فرز؛ در صورتی که در واقعیت، آدم ها خیلی وقت ها الکن هستند و قادر به بیان خواسته های خود نیستند و این موضوع نقطه چالش برانگیز در نقد داستانهاست. ساختار کلاژبندی دربعضی داستانها که گاه موفق در آمده و گاه نه مثل داستان میران.» 

آقای پوریا فلاح در خصوص این مجموعه داستان بیان نمودند: «داستانهایی این مجموعه  رئالیستی و مدرن هستند. ابهام خاستگاه مدرنیسم است و نویسنده تلاش کرده که ابهام را در داستان­ها ایجاد کند؛ نویسنده آگاهانه به دنبال ابهام در داستان ها بوده. در بعضی داستانها این ابهام اتفاق افتاده است و نشانه­های لازم برای کشف نیز هست اما در بعضی داستانها باید حدس بزنیم و داستان گنگ و معماگونه شده است. دایره واژگان وسیع که از ویژگی­های زبانی نویسنده است، باعث توانمندی نویسنده گردیده است ولی گاهی استفاده از واژگان نابجا، باعث گنگی در نثر شده است و به داستان آسیب زده است. به طور کلی بعضی داستانها مثل جمعه و مارمولک در طرح باقی مانده است. اما در مجموع میران مجموعه داستان خوبی است و چند داستان قابل تامل  دارد.»

آقای مسعود پهلوان بخش در خصوص این مجموعه داستان  بیان نمودند:«در این مجموعه داستان بیان افراطی خواننده را به جایی نمی برد و هیچ دستور زبانی را متصور نشویم عبور از هنجارها، هنجارهاو دستورهای پیش ساخت نویسنده را میشکند.در هیچ داستانی تمام هنجارهای داستانی رعایت نشده در داستان عاشق و چه غروبی است شخصیتی را به وجود می آورد که هنجار شکنی می کند.در بعضی داستانها نویسنده به علت پیچیدگی در کارها موفق نبوده است.»   

 آقای هادی نودهی در خصوص این مجموعه داستان بیان نمودند: «داستانهای سال 70داستانهایی هستند که خواننده با آن ارتباط برقرار نمی کند به علت پیچیدگی آن داستانها  .داستانهای دهه 80 درک آن بیشتر و بهتر و رویکرد آن در خصوص زبان بهتر بوده.در هنگام خواندن این داستانها با این موضوع مواجه می شیم که در چه جاهایی میتوانیم بگویم داستانهای آقای سلیمانیان را می خوانیم و کار او را می شناسیم؟از لحاظ معنایی این اتفاق نیفتاده است مثل قصه ی فقرکه این موضوع تکراری می باشدواژگان و رندانه به کاربردن کلمات مختص خود نویسنده است.داستان عاشق و لیلای دیگرداستان کاملی است و ظرافت خاص خود را دارد  و هنجار شکنی دارند و قابل تامل هستند و در این داستانها واقعیت داستان در داستان ساخته می­شود. تاملات در داستان دزد نگاه روانشناسی دارد.جاهایی نویسنده دچار سانتی مانتال می شود مثل خداحافظ رفیق خاکسپاری که نویسنده دچار نوستالژی شده و می­بایست بعضی قسمت ها را حذف کند که از این وضعیت خارج شود.»

آقای مردعلی مرادی در خصوص این مجموعه داستان  بیان نمودند: «داستانها زیر پوستی هستند، بعضی داستانها دچار ابهام هستند ولی این موضوع مانع نمیشود که در پایان با یک داستان مواجه نشویم.»

آقای ابراهیم دمشناس در خصوص این مجموعه داستان  بیان نمودند:«حرکت نویسنده به سمتی میرود که ما با یک مجموعه داستان همگون مواجه می شویم زاویه دید انتخاب شده اول شخص میباشد داستان ها زبان ونثر خوبی دارد.لکن نویسنده در خصوص زبان جاهایی سکوت می کند مثل زبان داستان جنوب ولی زبانی را که مردم پایتخت دارند بیان می کند.داستان چه غروبی شدلهجه را توصیف می کند.» 

آقای ابراهیم مهدی زاده در خصوص این مجموعه داستان  بیان نمودند:«نکات قوت این مجموعه داستان تنوع موضوعات ومتن گفتاری داشتن می باشد توصیف فضاها با خواننده است.ولی بعضی جاها نویسنده مسائل ساده را پیچیده کرده است.»

نویسندگان و علاقمندان از جمله آقای منصور علیمرادی و خانم شهناز بازگیر، آقای هادی هیالی، آقای احسان عسکریان در جلسه حضور داشتند.

تهیه گزارش: فاطمه فیروزیان 

به روایت تصویر

 

+ تاريخ شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 18:24 نويسنده منتقدین |