wednesday criticism

جلسه داستان  خوانی هفتگی
 
با داستان هاي: ابراهیم مهدیزاده و هادی نودهی، 4 شنبه 30 مهر، از ساعت 17:00 در سراي محله داووديه.
 
سراي محله داووديه : بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي
+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 19:14 نويسنده منتقدین |

 

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

گزارش تصویری جلسه نقد کتاب

عکس‌ها از امیرحسین عامریون

+ تاريخ یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 8:38 نويسنده منتقدین |

 

جلسه نقد کتاب

 

در بیست و پنجمین نشست از سلسله جلسات نقد چهارشنبه عصر روز 16 مهرماه رُمان "اندوه مونالیزا" نوشته شاهرخ گیوا در سرای محله داوودیه نقد و بررسی شد. در ابتدا سیروس نفیسی به معرفی نویسنده و کارهای او و جوایزی که تاکنون دریافت نموده پرداخت.

 

نفیسی سپس نظرات خود را مطرح کرد و گفت: "کتاب با یک جمله از طالب آملی در ابتدای آن شروع می‌شود: "مزه‌ای در جهان نمی‌بینم دهر گویی دهان بیمار است". فکر می‌کنم این جمله مدخل خوبی است برکتاب و آنچه با آن روبرو هستیم. یک وضعیت غم‌زده و ملال‌آور از ایران و تهرانی که می‌شناسیم. راوی "بهرام" است که یکی از اعضاء خانواده‌ای است که در عمارت و محله‌ای قدیمی زندگی می‌کند و خاطراتی از گذشته از ذهنش می‌گذرد و سرنوشت افراد خانواده که یکی یکی از بین می‌روند، روایت می‌شود. راوی که سینما خوانده و ایده‌آل‌هایی در سر داشته، انگار موجودی همه چیز باخته است که حالا  یک بقالی را می‌چرخاند. از طرف دیگر اوضاع سیاسی اجتماعی ایران دهه‌های اخیر با سر زدن راوی به خاطراتش نقل و به تصویر کشیده می‌شود. او احساس می‌کند یک جبری وجود دارد که شرح این‌ها را باید بنویسد و شاید با نوشتن می‌خواهد خودش را سبک کند. بهرام انگار تنها مردی است که از این خانواده مانده و داستان هم با مرگ و مراسم تشییع جنازه نکیسا که پسر دایی محمود است به پایان می‌رسد. آنچه که خود را به رخ می‌کشاند دود و مه و سرما، و حضور مرگ‌آور یک بیماری ناشناخته است که البته تا حدی فضا را غیر رئال می‌کند.  البته یک چرخش نرم داریم از فضای رئال نیمه اول کتاب به حال و هوای سورئال و فضای نمادینی که گام به گام در پایان شکل می‌گیرد. کتاب جنبه‌های مثبت زیادی دارد علاوه بر زبان پرداخته و صیقل خورده‌اش. نحوه روایت هم سیال ذهن است اما بعضی جاها فکر می‌کنم پل‌ها و تداعی‌های لازمه این نحوه روایت جای پرسش‌هایی را باقی می‌گذارند. در مورد تک‌گویی‌ها و دیالوگ‌هایی که با لحن و زبان کوچه و بازار و با آن تکیه کلام‌های زنانه صورت می‌گیرد، نویسنده نشان می‌دهد که چقدر کار کرده و زحمت کشیده اما جاهایی طولانی می‌شود و لحن و زبان و حتی تکیه کلام‌های افراد مختلف به هم نزدیک می‌شود. درکل شخصیت‌های داستان ملموس هستند، تنها راوی اصلی است که تا حدی شناخته نمی‌شود و انگار تنها یک ناظر بی‌طرف باقی می‌ماند. یک نکته مثبت دیگر، نشان دادن ایران، تهران و روابط و فرهنگ همین مردم عادی است. اما آنچه خیلی پررنگ است، فضای یأسی است که وجود دارد و این تعبیر را می‌توان گسترده‌تر کرد به ماجراهای مشروطیت و دوران ملی شدن صنعت نفت و بعد تر از آن و افرادی که تغییراتی می‌خواسته اند و حالا با این پرسش شاید مواجه‌اند که به چه رسیده‌اند؟

...


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 8:55 نويسنده منتقدین |

Shahrokh_Giva

در بيست و پنجمين نشست از جلسات نقد چهارشنبه، نقد و بررسي رمان "اندوه موناليزا" نوشته شاهرخ گيوا برگزار مي‌گردد.

اين نشست ادبي چهارشنبه 16مهرماه1393، ساعت 17:00 در سراي محله داووديه با حضور نويسنده اثر و نويسندگان و منتقداني چون رضا فكري، امير رضا مافي، پوريا فلاح، هادي نودهي، ابراهيم مهدي‌زاده، مرد علي مرادي، شهريار عباسي، پريا نفيسي، مسعود پهلوان بخش، سيروس نفيسي و ... برگزار می‌گردد.

 

كتاب «اندوهِ موناليزا» سومين رمان شاهرخ گيوا است كه در سال 92 در 196صفحه از سوي نشر زاوش  منتشر شده است و در بستري از شرايط سياسي-اجتماعي نيم قرن اخير (از دوران پهلوي دوم تا دوران انقلاب و جنگ)، سرنوشت خانواده‌اي تهراني و اهل هنر و سياست را در يكي از محلات قديمي و در حال اضمحلال تهران، پي مي‌گيرد.

گيوا متولد 1356 اولين رمان خود را در سال 82 با نام  "مسيح، سين، فنجان قهوه و سيگار نيم سوخته" منتشر كرد. اما اين دومين رمانش "موناليزاي منتشر" بود كه خوش درخشيد و جايزه دهمين دوره مهرگان را در همان ايام برايش به ارمغان آورد. اين رمان همچنين تقدير شده در ششمين دوره جايزه ادبي واو بوده است.

 شاهرخ گيوا كه در عرصه فيلمنامه‌نويسي نيز فعال بوده، هم اكنون دو رمان را با نام‌هاي : "فيل ها" و "تيمور و چاله جادو" در دست چاپ دارد كه دومي براي نوجوانان مي‌باشد.

سراي محله داووديه در: بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي، واقع و حضور در نشست برای کلیه علاقمندان آزاد است.

بازنشر خبر در خبرگزاری ایسنا

 

+ تاريخ دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 16:37 نويسنده منتقدین |

+ تاريخ شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 12:8 نويسنده منتقدین |

با داستان هاي: رضا فكري، عباس باباعلي و . . . آقاي عالي محمودي، 4 شنبه 26 شهريور، از ساعت 17:00 در سراي محله داووديه. سراي محله داووديه : بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي
+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 11:30 نويسنده منتقدین |

 

در ادامه سلسله نشست های نقد 4 شنبه، عصر روز 4 شنبه 5 شهریور ماه 93 ، رمــــــان " گلف روی باروت " نوشته " آیدا مرادی آهنی " در حضور جمعی از نویسندگان و منتقدان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای جلسه نویسنده بخش کوتاهی از رمان خود را قرائت کرد. پس از آن سیروس نفیسی ذکر مقدمه ای از کارها و آثار پیشین نویسنده و ارائه خلاصه کوتاهی از داستان را فتح بابی برای نشست قرار داد.

 

 

  اولین منتقد ابراهیم مهدی زاده سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: "این رمان به شدت واقع گرا، معاصر و محتوا محور است. رمان در سه مقطع زمانی شامل سفر با کشتی، پس از سفر و پیش از سفر و با دو ضمیر روایتی به موازات هم پیش می رود که هر یک دیگری را پوشش داده و حمایت می کند. انتخاب کشتی تفریحی ـــ سیاحتی و خط سیرآن به نویسنده فرصتی طلائی می دهد تا رمان را پیش ببرد. توصیف های زیبا با قطع و وصل روایت و پیوند با فضای تهران و پیوند دوباره سفر، مسائل اقتصادی، مناقصه ها، قراردادهای تجاری، صنایع فولاد و کشتی سازی، تصویر جالبی از اوضاع عمومی ایران و جهان به نمایش می گذارد که بی ارتباط با محتوای رمان هم نیست. رمان در 10 فصل روایت می شود. مهم تخیل نویسنده است که این رمان خط اصلی را گم نمی کند و با خرده روایت ها، با زیرکی تمام جمع و جورش می کند به صورتی که خواننده سردرگم نمی شود و انسجام رمان حفظ می شود. یادآوری این نکته نیز چیزی از ارزش کار نمی کاهد که نویسنده نگاهی سینمایی به متن داشته است. شخصیت حامی خوب پرداخت شده. مخصوصاً دیالوگ های حامی همه جا با شخصیت او همخوانی دارد. شخصیت نواح پور پدر، تا فصل هشتم هم عالی است. اما از فصل نهم که خاطراتش را تعریف می کند از آن وجاهت و نقش جنتلمنی اش، فرو کاسته می شود تا با شخصیتی درمانده و روبه زوال روبرو شویم. حامی نیز از صفحه 492 به بعد در قسمت پیست های و میزهای بازی و افرادی که باید ماسک به چهره داشته باشند، با حرکات خشن، چهره واقعی خود را نشان می دهد. عملیات انتحاری بیروت تصنعی است و به نظرم جای کار دارد. از ان طرف جلسه سفارت روسیه و عدم رعایت آداب تجاری در وابسته بازرگانی این کشور خوب وصف شده است. در رمان های محتوا محور، ناخودآگاه نویسنده برای حفظ مضمون از ساخت آشنا استفاده می کند و داستان در زبان روایت نمی شود بلکه با زبان روایت می شود. این اتفاق در استفاده از واژگان انگلیسی هم صدق می کند. راوی، خود شیفته است و از اینکه درجه 2 باشد رنج می برد. اما قواعد بازی را در فضای صرفاً تجاری ـــ بازرگانی نمی داند و درمقابل، حامی با زرنگی و بی رحمی تمام او را به کاری وامی دارد که دام آن را از قبل گسترده. نکته دیگر اینکه مشارکت خواننده در متن بسیار اندک و شاید به علت اقتدار نویسند به صفر می رسد. زوایه دید نویسند به شدت به قطعیت و دعوت خواننده به مشاهدات و تفکرات نویسنده محدود می شود. راز جاودانگی آثاری از قبیل هملت، فقدان قضاوت و تردید در قلمرو قضاوت است. قضاوت در ادبیات مدرن و پست مدرن جایگاهی ندارد. متن حاضر علی رغم وفاداری به واقع گرائی در جهان حاضر، شانس اندکی برای ماندگاری به مفهموم واقعی دارد. اگرچه این متن جنبه عمومی گسترده و طیف وسیعی از خوانندگان را جلب خواهد کرد، اما بی انصافی است اگر در ادبیات عامه پسند طبقه بندی شود. در این رمان واقع گرا اگر اندکی تلخیص و درازگویی های عالمانه و اطناب در موارد متعدد، از آن گرفته می شد، در پایان رمان، با متنی زیباتر، شورانگیزتر روبرو بودیم. در پایان رمان نیز ما با متنی بسته روبرو هستیم که با روشن شدن همه ابعاد چهره و عناصر داستان و گذشته راوی، پدرش، جمشید سام، حامی، مادرش ... چیزی برای ذهن خواننده مجهول و درگیر باقی نمی ماند. البته در مجموع تلاش نویسنده محترم قابل ستایش است و از همین جا آینده خوبی را برای این نویسنده جوان پیش بینی می کنم."

 ...

 

تهیه گزارش: پریا نفیسی

 

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 0:15 نويسنده منتقدین |

   در بيست و چهارمين  نشست از جلسات نقد 4 شنبه، نقد و بررسي رمان "گلف روي باروت" نوشته آيدا مرادي آهني برگزاز مي گردد.

اين نشست ادبي چهارشنبه 5 شهريور، ساعت 17:30 در سراي محله داووديه با حضور نويسنده اثر و نويسندگان و منتقداني چون ابراهيم مهديزاده، پوريا فلاح، هادي نودهي، فرشته احمدي، مسعود پهلوان بخش، مرد علي مرادي، پريا نفيسي، شهريار عباسي، سیروس نفیسی و ... برگزار مي گردد. كتاب «گلف روي باروت» اولين رمان آيدا مرادي است كه در سال 92 در 542 صفحه از سوي نشر نگاه  منتشر شده است و در قالبي معمايي و در بستر در هم تنيده اي از شبكه هاي جوياي قدرت، به ماجراهاي پر كش و قوسي كه در ايران و خارج از ايران بر سر زني جوان مي آيد، مي پردازد مرادي كه فارغ التحصيل رشته مهندسي برق مي باشد، پيش از اين مجموعه داستان "پونز روي دم گربه" را منتشر كرده و همچنين مقالاتي در عرصه سينما و ادبيات در مطبوعات داشته است. سراي محله داووديه در: بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي، واقع و حضور در نشست برای کلیه علاقمندان آزاد است.

 

 

+ تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 23:52 نويسنده منتقدین |

 

با داستان خوانی سیروس نفیسی و ابراهیم مهدی زاده- چهارشنبه  15مرداد ساعت 5 در سرای محله داودیه برگزار می شود.

+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:53 نويسنده منتقدین |

  جلسه داستان خوانی: چهارشنبه همین هفته از ساعت 5:30 در سرای محله داودیه 

            داستان خوانی آقای عامریون و خانم علیزاده 

 

 سراي محله داووديه : بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي

+ تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 0:54 نويسنده منتقدین |