wednesday criticism

با داستان هاي: رضا فكري، عباس باباعلي و . . . آقاي عالي محمودي، 4 شنبه 26 شهريور، از ساعت 17:00 در سراي محله داووديه. سراي محله داووديه : بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي
+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 11:30 نويسنده منتقدین |

 

در ادامه سلسله نشست های نقد 4 شنبه، عصر روز 4 شنبه 5 شهریور ماه 93 ، رمــــــان " گلف روی باروت " نوشته " آیدا مرادی آهنی " در حضور جمعی از نویسندگان و منتقدان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای جلسه نویسنده بخش کوتاهی از رمان خود را قرائت کرد. پس از آن سیروس نفیسی ذکر مقدمه ای از کارها و آثار پیشین نویسنده و ارائه خلاصه کوتاهی از داستان را فتح بابی برای نشست قرار داد.

 

 

  اولین منتقد ابراهیم مهدی زاده سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: "این رمان به شدت واقع گرا، معاصر و محتوا محور است. رمان در سه مقطع زمانی شامل سفر با کشتی، پس از سفر و پیش از سفر و با دو ضمیر روایتی به موازات هم پیش می رود که هر یک دیگری را پوشش داده و حمایت می کند. انتخاب کشتی تفریحی ـــ سیاحتی و خط سیرآن به نویسنده فرصتی طلائی می دهد تا رمان را پیش ببرد. توصیف های زیبا با قطع و وصل روایت و پیوند با فضای تهران و پیوند دوباره سفر، مسائل اقتصادی، مناقصه ها، قراردادهای تجاری، صنایع فولاد و کشتی سازی، تصویر جالبی از اوضاع عمومی ایران و جهان به نمایش می گذارد که بی ارتباط با محتوای رمان هم نیست. رمان در 10 فصل روایت می شود. مهم تخیل نویسنده است که این رمان خط اصلی را گم نمی کند و با خرده روایت ها، با زیرکی تمام جمع و جورش می کند به صورتی که خواننده سردرگم نمی شود و انسجام رمان حفظ می شود. یادآوری این نکته نیز چیزی از ارزش کار نمی کاهد که نویسنده نگاهی سینمایی به متن داشته است. شخصیت حامی خوب پرداخت شده. مخصوصاً دیالوگ های حامی همه جا با شخصیت او همخوانی دارد. شخصیت نواح پور پدر، تا فصل هشتم هم عالی است. اما از فصل نهم که خاطراتش را تعریف می کند از آن وجاهت و نقش جنتلمنی اش، فرو کاسته می شود تا با شخصیتی درمانده و روبه زوال روبرو شویم. حامی نیز از صفحه 492 به بعد در قسمت پیست های و میزهای بازی و افرادی که باید ماسک به چهره داشته باشند، با حرکات خشن، چهره واقعی خود را نشان می دهد. عملیات انتحاری بیروت تصنعی است و به نظرم جای کار دارد. از ان طرف جلسه سفارت روسیه و عدم رعایت آداب تجاری در وابسته بازرگانی این کشور خوب وصف شده است. در رمان های محتوا محور، ناخودآگاه نویسنده برای حفظ مضمون از ساخت آشنا استفاده می کند و داستان در زبان روایت نمی شود بلکه با زبان روایت می شود. این اتفاق در استفاده از واژگان انگلیسی هم صدق می کند. راوی، خود شیفته است و از اینکه درجه 2 باشد رنج می برد. اما قواعد بازی را در فضای صرفاً تجاری ـــ بازرگانی نمی داند و درمقابل، حامی با زرنگی و بی رحمی تمام او را به کاری وامی دارد که دام آن را از قبل گسترده. نکته دیگر اینکه مشارکت خواننده در متن بسیار اندک و شاید به علت اقتدار نویسند به صفر می رسد. زوایه دید نویسند به شدت به قطعیت و دعوت خواننده به مشاهدات و تفکرات نویسنده محدود می شود. راز جاودانگی آثاری از قبیل هملت، فقدان قضاوت و تردید در قلمرو قضاوت است. قضاوت در ادبیات مدرن و پست مدرن جایگاهی ندارد. متن حاضر علی رغم وفاداری به واقع گرائی در جهان حاضر، شانس اندکی برای ماندگاری به مفهموم واقعی دارد. اگرچه این متن جنبه عمومی گسترده و طیف وسیعی از خوانندگان را جلب خواهد کرد، اما بی انصافی است اگر در ادبیات عامه پسند طبقه بندی شود. در این رمان واقع گرا اگر اندکی تلخیص و درازگویی های عالمانه و اطناب در موارد متعدد، از آن گرفته می شد، در پایان رمان، با متنی زیباتر، شورانگیزتر روبرو بودیم. در پایان رمان نیز ما با متنی بسته روبرو هستیم که با روشن شدن همه ابعاد چهره و عناصر داستان و گذشته راوی، پدرش، جمشید سام، حامی، مادرش ... چیزی برای ذهن خواننده مجهول و درگیر باقی نمی ماند. البته در مجموع تلاش نویسنده محترم قابل ستایش است و از همین جا آینده خوبی را برای این نویسنده جوان پیش بینی می کنم."

 ...

 

تهیه گزارش: پریا نفیسی

 

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 0:15 نويسنده منتقدین |

   در بيست و چهارمين  نشست از جلسات نقد 4 شنبه، نقد و بررسي رمان "گلف روي باروت" نوشته آيدا مرادي آهني برگزاز مي گردد.

اين نشست ادبي چهارشنبه 5 شهريور، ساعت 17:30 در سراي محله داووديه با حضور نويسنده اثر و نويسندگان و منتقداني چون ابراهيم مهديزاده، پوريا فلاح، هادي نودهي، فرشته احمدي، مسعود پهلوان بخش، مرد علي مرادي، پريا نفيسي، شهريار عباسي، سیروس نفیسی و ... برگزار مي گردد. كتاب «گلف روي باروت» اولين رمان آيدا مرادي است كه در سال 92 در 542 صفحه از سوي نشر نگاه  منتشر شده است و در قالبي معمايي و در بستر در هم تنيده اي از شبكه هاي جوياي قدرت، به ماجراهاي پر كش و قوسي كه در ايران و خارج از ايران بر سر زني جوان مي آيد، مي پردازد مرادي كه فارغ التحصيل رشته مهندسي برق مي باشد، پيش از اين مجموعه داستان "پونز روي دم گربه" را منتشر كرده و همچنين مقالاتي در عرصه سينما و ادبيات در مطبوعات داشته است. سراي محله داووديه در: بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي، واقع و حضور در نشست برای کلیه علاقمندان آزاد است.

 

 

+ تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 23:52 نويسنده منتقدین |

 

با داستان خوانی سیروس نفیسی و ابراهیم مهدی زاده- چهارشنبه  15مرداد ساعت 5 در سرای محله داودیه برگزار می شود.

+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:53 نويسنده منتقدین |

  جلسه داستان خوانی: چهارشنبه همین هفته از ساعت 5:30 در سرای محله داودیه 

            داستان خوانی آقای عامریون و خانم علیزاده 

 

 سراي محله داووديه : بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي

+ تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 0:54 نويسنده منتقدین |

با حضور جمعی از دوست‌داران ادب و فرهنگ کشور، شب رُمان‌نویس معاصر حسن اصغری در کتاب‌سرای چیستا برگزار شد. علی اشرف درویشیان، فریبرز رئیس دانا، پرویز بابایی، رضا خندان، رضا عابد، علی عبدالهی، نورالدین سالمی و جمعی از نویسندگان و شاعران در این مراسم حضور داشتند.
ابتدا فریبرز رئیس دانا درباره نقش انسان در رُمان‌های اصغری و ایده‌های لوکاچ و برشت درباره رُمان سخنانی بیان کرد و در ادامه رضا خندان از شکل روایت در داستان‌های اصغری گفت و علی عبدالهی مترجم زبان آلمانی نکاتی درباره شخصیت‌های داستان اصغری گفت و ابراهیم مهدی‌زاده درباره‌ی کتاب "داستان امروز ایران" نوشته حسن اصغری مطالبی را بیان کرد. رضا عابد در انتهای مراسم از تلفیق شخصیت‌های تاریخی و نقش آن‌ها در رُمان "ول کنید اسب مرا" سخن گفت و هنگام اجرای برنامه نیز آقایان هادی نودهی، سیروس نفیسی، مجید واحدی و مسعود پهلوان‌بخش فرازهایی از داستان‌های کوتاه اصغری را خواندند.

شب بزگداشت حسن اصغری در کتاب‌سرای چیستا

شب بزرگداشت حسن اصغری در استان البرز

شب بزرگداشت حسن اصغری نویسنده معاصر در استان البرز

به همراه تعدادی از اعضای گروه نقد ادبی چهارشنبه

+ تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 10:54 نويسنده منتقدین |

حسن اصغری

این مراسم روز پنجشنبه 29 خرداد ماه از ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر در محل کتاب‌سرای چیستا واقع در كرج، عظیمیه، بلوار کاج، نبش پامچال و با حضور برخي از نویسندگان، منتقدان و چهره‌های فرهنگی و با همت مدیریت کتاب‌سرای چیستای کرج و گروه نقد چهارشنبه برگزار می‌شود. این برنامه شامل سخنرانی تنی چند از نویسندگان و خواندن قطعاتی از داستان‌های اصغری است که در پایان با جشن امضاء کتاب‌های وی به پایان می‌رسد.

حسن اصغري كه متولد 1326 در شهرستان انزلي است، کار ادبی خود را از سال‌ها قبل از دهه 70 شروع كرده است اما عمده آثارش از اواخر سال‌های دهه هفتاد به چاپ رسيده كه از آن ميان مي‌توان به "عاشقيت در خيال"، "رستم در مرداب خان دوم"  و "قهقهه باشكوه" اشاره كرد.  

لازم به ذكر است كه اين نويسنده علاوه بر داستان‌نويسی، دبير تحريريه نشريه كلك و از پايه‌گذاران مجله ادبيات و سينما در سال‌های گذشته بوده است.

بازنشر خبر در خبرگزاری ایسنا

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393ساعت 9:28 نويسنده منتقدین |

جلسه داستان‌خوانی نقد چهارشنبه، فردا 21 خردادماه، ساعت 5:30 بعدازظهر با حضور جمعی از نویسندگان برگزار می‌شود. محل برگزاری این جلسه طبق روال گذشته، سرای محله داوودیه است. در این جلسه ابتدا ابراهیم مهدی‌زاده داستان کوتاه "انگار همین حالا بود، دیروز" را خواهد خواند و سپس سیروس نفیسی نیز داستان‌خوانی خواهد کرد.

سراي محله داووديه در بولوار ميرداماد، نرسيده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقي، واقع شده و حضور در این نشست برای کلیه علاقه‌مندان آزاد است.

+ تاريخ سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 17:36 نويسنده منتقدین |

 

نقد و بررسی رُمان

تهيه گزارش: پريا نفيسي

در ادامه جلسات نقد چهارشنبه بيست و سومين جلسه از اين سري نشست‌هاي ادبي، روز چهارشنبه 31 ارديبهشت ماه برگزار شد. اين جلسه به نقد و بررسي رمان "لکنت" اثر اميرحسين يزدان بُد و با حضور جمعي از منتقدان و نويسندگان، اختصاص داشت.

در ابتداي جلسه نويسنده بخشي از رمان خود "فصل سحراب نامه" را قرائت کرد. سپس مجری جلسه سيروس نفيسي به ارائه نکاتي پرداخت.

وي گفت: "نکته مهمي که در وهله اول در اثر خود را نشان مي‌دهد فرم غير متعارف رمان است که يک جلوه غير سنتي و غير مرسوم پيدا مي کند، مثلاً: بخش‌هاي ضمائم، معرفي کتاب در پشت جلد و اسامي فصل‌ها. در ضمن يک وجه مستندنمايي در کتاب هم هست که شايد تکنيک نويسنده بوده. نکته ديگر کتاب فصل‌بندي آن است که در چهار فصل است،" زآل‌نامه، رَستم‌نامه، سحراب‌نامه، بي‌سِرنامه" که با املايي متفاوت از مرسوم نوشته شده‌اند و علاوه بر کنجکاوي‌برانگيزي جنبه‌اي اسطوره‌اي به آن مي‌دهند. جلوه ديگر کار وجه سياسي آن است که نمودي بارز دارد، در واقع نويسنده ابايي نداشته از اين که کتاب پيغام و موضع‌گيري سياسي داشته باشد. از جنبه ديگر شروع داستان بسيار پرتعليق و پُرکشش است و عملا تأملي و نگاهي تکميلي است بر آخرين داستان مجموعه داستان نويسنده، "پرتره مرد ناتمام" و داستان آخر آن "جنوار". به زعم من رمان بسيار پر رمز و راز، معمايي و پرکشش شروع مي‌شود و بعد وجوه سياسي-تاريخي در آن پررنگ مي‌شود و هر چه به انتها مي‌رسيم وجه يا نمود سياسي آن پررنگ‌تر شده و بخش قصه را عقب مي‌زند. نکته ديگر انتخاب فصل‌ها و شخصيت‌هاي اصلي است مثل آيدين، مهرداد و ماني که سه نسل از يک خاندان معاصر را با اساطيرمان همسان‌سازي مي‌کند جوري که هر کدامشان ما به ازايي از اين اسطوره‌ها و سرنوشت ازلي-ابدي اين اساطير دارند؛ مثلاً مهرداد در فصل رَستم‌نامه به جنگ و جبهه مي‌رود مانند رستم اساطيري که هميشه پاسدار و مرزبان اين آب و خاک بوده، يا ماني که نوه اين آدم‌ها است و کسي است که در آمريکا به دنيا آمده، به نيروهاي ناتو در افغانستان مي‌پيوندد ولي ذهنش با وطنش است و در نهايت مثل سهراب، دستش به جايي نمي‌رسد. از بين اين شخصيت‌ها آيدين ناگشوده‌ترين فرد است که شايد در شناخت شخصيت او از يک طرف بتوان گفت جاسوس يا عاملي نفوذي است در فرقه دموکرات که با دستگاه حکومت کار مي‌کند و از طرف ديگر عامل انگلستان. همين فرد آنجا که در يادداشت‌هايش احساسات عاطفي‌اش را براي همسرش واگويه مي‌کند، جنبه ديگري از شخصيتش را بروز مي‌دهد و در کل با شخصيتي پيچيده طرفيم که نمي‌شود خط روشني براي او ترسيم کرد. اما شخصيت‌هاي ديگر پيچيدگي آيدين را ندارند و شايد چندان حس‌شان نکنيم. در نهايت فکر مي‌کنم. تلاش نويسنده در رفتن به سوي راه‌هاي نرفته و سبک و سياقي غير متعارف و نو جلوه بارزي در کار دارد و بايد ديد نويسنده از عهده اين کار برآمده است يا خير؟"

مسعود پهلوان‌بخش پس از نفيسي به بيان نظراتش پرداخت و عقيده داشت رمــــان "لکنت" حرف اصلي‌اش پيگيري سرنوشت سه نسل از خانواده عنايت است که با اسطوره زال و رستم و سهراب توازي ايجاد مي‌کند. او ادامه داد: "کار درواقع دو موضوع اصلي دارد که يکي از آنها همان است که درواقع در فصل آخر از زبان آرون به آن اشاره مي‌شود: اينها همه شبيه به هم هستند، که حرف اصلي کتاب است و اينکه حرف نسل‌ها به هم نمي‌رسد و نسل‌ها امکان ارتباط نمي‌يابند و اين سرنوشت تاريخي ملت ايران است. موضوع دوم اين است که سرنوشت همه ما که البته تنها منظور ملت ايران نيست و گسترده‌تر از آن است و شايد کل منطقه ما، در جاي ديگري نوشته مي‌شود. در تلفني که درابتداي داستان از طرف يک ناشناس به نويسنده زده مي‌شود گفته مي‌شود: "داستان نوشته تو نيست، در فصل آخر (بي‌سِرنامه) نيز اين جملات گفته مي‌شود: داستان نوشته تو نيست، نوشته تو داستان نيست، داستان دارد تو را مي‌نويسد، که درواقع دومين حرف مهم اين کار است؛ که از اين جنبه نويسنده هدف‌گذاري بزرگي داشته. در زماني که مي‌بينيم رمان‌هايي که حرف مهمي داشته باشند کم هستند و بيشتر به تجربيات شخصي و خصوصي نويسنده‌ها پرداخته مي‌شود، به نظر من اين دو حرف بزرگي که زده مي‌شود اهميت دارد. البته به نظر مي‌رسد اول انديشه‌ها شکل گرفته و بعد داستان حول محور اين دو فکر ساخته شده باشد؛ شايد اين‌طور به نظر برسد که نويسنده تمام المان‌هايش را خودش چيده و اين از يک طرف براي يک رمان حُسن است، اما به شرط آنکه از پس کار برآمده باشد. يک بحث ديگر که نفيسي هم به آن اشاره کرد درواقع اين است که اين داستان يک کار معمايي-پليسي است صرف‌نظر از اينکه چه انديشه‌اي داشته باشد؛ اما از نظر من داستان معمايي خوبي نيست. عمده جنبه معمايي آن در فصل اول اين است که به سرعت معمايي طرح مي‌شود و بدون آن‌که خواننده درگير حل آن شود، با سرعت زياد و با شتابزدگي حل مي‌شود، بي‌آنکه درگيري و جاذبه‌اي براي ما ايجاد کرده باشد. يا مثلاً رفتن راوي به افغانستان به دنبال ماني با يک اتفاق حل مي‌شود. به نظر مي‌رسد نويسنده مي‌خواسته با ژانر بازي کند اما آن‌قدر همه چيز به سرعت حل مي‌شود که فکر کردم مي‌خواهد ژانر را به سخره بگيرد. يا مثلاً با المان‌هاي ژانر بازي کند و آن را پشت سر بگذارد که فکر مي‌کنم از پس اين کار هم برنيامده. در بحث اسطوره‌اي کار هم به نظر مي‌رسد حرف نويسنده اين است که مي‌خواهد مشابهتي با اساطير ايجاد کند اما چون تاکيد زياد مي‌کند مثلاً با اسامي فصل‌ها و در فصل آخر چند بار از زبان آرون حرف نهايي را تکرار مي‌کند به نظرم قدري اذيت مي‌کند. بهتر بود خودمان کشف مي‌کرديم تا نويسنده به ما مستقيم بگويد.

محمد محمدعلي از نويسندگان قديمي و صاحب سبک که در اين جلسه حضور داشت سخنران بعدي بود که اين‌گونه شروع کرد: "براي هر چيزي از جمله رمان سياسي مي‌توان تعريف خاصي ارائه  کرد مثلاً تعريفي که در علوم انساني مطرح مي‌شود. اما به نظر من اين رُمان اجتماعي است و نه سياسي. نويسنده از يک واقعه تاريخي استفاده کرده که بخشي از آن  مستند است که کار درستي هم کرده که مسقيماً طرف استناد نرفته که من همين‌جا به نويسنده‌اش تبريک مي‌گويم. حوادث آن سال‌ها خيلي پيچيده‌تر از اين حرف‌ها است و نياز به يک تاريخدان و کلي اسناد و مدارک دارد. نويسنده يکي از ورژن‌ها را گرفته و پيش رفته و داستاني را که مي‌خواسته روي آن سوار کرده است. اين کتاب يک درون‌مايه دارد که توجه من را جلب کرد و از مضامين مورد علاقه من است: "ما وارث درگذشتگان خويشيم". اما اين به آن معنا نيست که گوشه‌اي بنشينيم و فکر کنيم که چه بر سر ما آمده است که وارث درگذشتکان خويش شده‌ايم. يزدان بُد سه‌نسل را در نظر گرفته و حول و حوش اين پيام ردپايي هم از خود گذاشته. زبان نويسنده مثل مجموعه داستانش شسته و رفته است زبان از نظر نحو خوب کار شده که يک امتياز بزرگ مي‌گيرد. اما آيا اين کار مدرن است يا پُست مدرن؟ تکرار یک شگرد پُست مدرني است اما چون همراه قطعيت است، مدرن است در شکل پُست مدرن. البته کتاب در محتوا پُست مدرن نيست. خيلي از پست مدرن‌هاي ايراني داستان را فراموش مي‌کنند، محتوا را هم فراموش مي‌کنند، اما در اينجا اين‌ها فراموش نشده و به من که از نسل قبلي هستم اجازه مي‌دهد که بگويم هنوز هم عاشق مضمون و محتوا هستم. اين داستان من را جذب مي‌کند. نه اين‌که فرم و زبان را منکر شوم، اما اين شکل شسته-رفته و زحمتي که براي کار برده شده، برايم مهم است. با توجه به داستان‌هايي که در سطح جهاني در قالب پست مدرن مطرح است ما در آغاز راهيم. اکثر مضمون‌هاي ما تخت است اما آنچه که مي‌تواند داستان را از حالت تخت درآورد، بروز احساسات است. احساسات هنوز يکي از مهم‌ترين اجزاء در شخصيت‌پردازي، در زيباسازي و در حاشيه‌پردازي است. ما هنوز هم نياز داريم به کشف درون انسان. کساني که فکر مي‌کنند پست مدرن خالي از احساس عمل مي‌کند، اشتباه مي‌کنند ما از آن داستان‌هايي لذت مي‌بريم که بتوانيم داستان را به سرانجام برسانيم، وقتي با خانواده طرف هستيم و با انسان طرف هستيم و استقرار دل، که با فرم جذاب همراه است. از مارسل پروست به اين طرف درون را داريم مي‌شناسيم وحتا در ادبيات جادو که حاشيه را از متن قوي تر مي‌کند، نويسنده به درون و پيچيدگي‌هاي آدم ها مي‌رود. هوشياري يزدان بُد آن است که تا آستانه آن مي‌رود و البته اين قابليت را دارد که بيشتر هم برود ولي يک چيزي است که مد روزگار است و  يزدان بُد به عمد نمي‌خواهد اين کار را بکند".

محمد علی در ادامه گفت: "داستان، در مجموع داستان خوب و جذابي است، مستندگونه است و خط روايي در خدمت بيان نويسنده است که اگر بخواهيم نمره بدهيم نمره قبولي مي‌گيرد، اما بعضي جاها با سليقه من جور نيست. به نظر من اين متن با توجه به دربرگيري سه نسل خيلي به رمان نزديک مي‌شود، هرچند که شخصيت‌هاي زيادي ندارد. فاصله زماني يکي ديگر از المان‌هايي است که داستان کوتاه را از بلند و رمان جدا مي‌کند. خيلي‌ها اين ويژگي را ندارند اما ناشر مي‌نويسد رمان است چون مردم بهتر مي‌خرند. به هر حال باعث خوشحالي‌ام است که به اين جلسه آمدم و بايد به نويسنده لکنت به نوبه خود تبريک گفت که يکي از اميدهاي ما است که بايد تشويقش کنيم باز هم بنويسد. کسي که دوکتابي مي‌شود اگر اسطوره‌ها و افسانه‌هاي ايران را نخوانده باشد و نزديک به آنها نشده باشد از يک حقيقت بزرگ محروم است. اسطوره‌ها هستند که ما را به حقيقت نزديک مي‌کنند، يک زاويه ديگر و يک پرسپکتيو ديگري ايجاد مي‌کنند که مخاطب مطلب ديگري دريافت کند. اگر بخواهيد حرف جهاني و بي‌مکاني و بي‌زماني بزنيد بايد به اين چيزها توجه داشته باشيد. شگردهايي که از آن طرف بزرگ کرده‌ايم راه به جايي نمي‌برد. نسل آينده درواقع بايد به‌شدت ايراني بنويسد و به شدت به عمق جامعه نزديک شود و از فولکلور، اسطوره و از ذخيره عظيم خود استفاده کند.

پوريا فلاح ديگر منتقد حاضر در جلسه اين‌گونه شروع کرد: "وقتي يک اثري مي‌خوانيم اين سؤال مطرح مي‌شود که چه چيزي براي نوشتن يک رمان لازم است و در ذهن‌مان پاسخ‌هايي ايجاد مي‌شود. در مورد "لکنت" هم همين‌طور بود. دايره واژگان، مطالعات و تحقيقات خوبي که کرده، کلماتي که استفاده کرده و در کنار اين‌ها درام و قصه‌اي که دارد، ما را با  يک اثر نسبتاً خوب که از سطح متوسط بالاتر است روبرو مي‌کند. اما با خواندن کار يک جاهايي شگفت زده مي‌شدم و يک جاهايي بدم مي‌آمد، يک جاهايي احساس مي‌کردم يقه من را مي‌گيرد اما يک جاهايي چنين حسي به من دست نمي‌داد. کار را دوبار خواندم، چون بعضي از قسمت‌هاي کار اذيتم مي‌کرد خصوصاً آن بخشي که مربوط به نامه‌ها بود. نويسنده روي فرم کار کرده اما اعتقاد ندارم کتاب در کليتش رمان است، در کل يک داستان بلند خوب است. فکر می‌کنم کلماتي که آخر کتاب نوشته شده اصلاً ضرورتي نداشت. ضمنا به نظر من کتاب، رمان سياسي نيست و اين که سه نسل را گفته کفايت نمي‌کند. زبان کار هم به نظرم، زباني داستاني است. فکر مي‌کنم نويسنده روي لبه تيغ حرکت کرده که يک جاهايي هم انگار دست و پاش را بسته، ولي ارزشش را داشته و تلاشش را کرده. در نهايت به نظرم کتاب ويژگي‌هاي خوبي داشت، اما توقعات من را برآورده نکرد؛ شايد روي کتاب بعدي بهتر بتوانيم قضاوت داشته باشيم که آيا به نتيجه رسيده است يا نه."

شهريار عباسي منتقد بعدي گفت: "من فکر مي‌کنم که يزدان بُد مي‌خواسته همه حرف‌هايش را در کتاب بزند و اين لطمه به کار زده است. لزومي ندارد همه حرف‌ها يا تکنيک‌ها يا عقايد خود را در همه کتاب ها داشته باشيم. به نظرم استاد محمدعلي بسيار درست مي‌گويد،  او دارد به جوان‌ها مي‌گويد که قصه بنويسيد و زيادي درگير فرم نباشيد."

هادي نودهي سخنران بعدي نشسست صحبت‌هاي خود را چنين آغاز کرد: " با توجه به آشنايي که با کارهاي قبلي يزدان بُد دارم مي‌دانم دغدغه سياسي دارد اما نمود کار سياسي او "مارسياي رذل عزيز" در مجموعه کار قبليش بود. در اين‌جا نويسنده بنايي را دارد مي‌سازد، اين بنا هنوز درحال ساخت است و تکميل نشده. در اينجا نويسنده نشان مي‌دهد که صاحب فکر است اما ما شايد با ذهنيت و انديشه او يکي نباشم. خيلي از کارها را مي‌خوانيم اما بعد مي‌گوييم خوب که چي؟ فکري در پس کارها وجود ندارد. اما يزدان بد نويسنده‌اي است که خشت و بنايي را چيده است اگرچه از حيث داستان گويي و داستان‌سرايي با کار قبلي متفاوت است و به نظرم  پايين‌تر از مجموعه داستان او است اما نه از نظر انديشه، از حيث انديشه اين رمان بالاتر است. اين کار از نظر فکر و انديشه حتی فربه است. دو موضوع اصلي در رمان داريم يکي عدم ارتباط نسل‌ها است، مثلاً عدم ارتباطي که بين نسل‌هاي مختلف نويسندگان خودمان هم هست. ارتباطي که قبلاً بوده ولي الآن ديگر نيست. به تعبيري اين لکنت تاريخي است. موضوع ديگري که در کار نمود دارد اين است که انگار در جاي ديگري همه چيزها نوشته مي‌شود و رقم خواهد خورد، خصوصاً براي جهان سومي‌ها. در واقع نويسنده دو حرف بزرگ دارد که فکر مي‌کنم اين حرف‌هاي بزرگ با فرم لاغري که دارد تناسب ندارد. مثلاً در مورد ماني پسري که در آمريکا زندگي کرده، از طريق  ارجاعات خارج متني موضوع را مي‌فهميم و از خود متن چيز زيادي گفته نمي‌شود. شايد هم نويسنده  بي‌حوصلگي کرده باشد؛ به نظرم در مورد موضوع بزرگي مثل اين، بايد حداقل سیصد يا چهارصد صفحه داستان‌سرايي مي‌شد که نشده. کتاب، در يک سري چيزها اما قابل تقدير است مثل طرح روي جلد که فوق‌العاده طرح جالبي است يا نام‌گذاري فصل‌ها مثل زال‌نامه يا همان سفيدنامه؛ رستم‌نامه که رَستم‌نامه هم هست که رستن و آزاد شدن را نشان مي‌دهد، سهراب‌نامه که سِحراب‌نامه آمده است و يک جوري به دنبال باز کردن سحر و معما است و در واقع بازي با کلمات است. فکر مي‌کنم اگر فصل آخر ضمائم نبود لطمه‌اي به کار زده نمي‌شد و مثلاً اگر کتاب با صحبت‌هاي شازده تمام مي شد به نظرم بهتر بود.

نویسنده‌ بعدی حاضر در نشست رضا فکري بود که عقيده داشت کار يک حالت دوپاره دارد و داستان بیشتر حالت تعريف‌گونه دارد و نه توصيف‌گونه. وی گفت: "در خيلی موارد جزئيات به مخاطب داده نمي‌شود و اتفاقاتي که در مدت زمان نسبتا طولانی رُخ مي‌دهد مجالی براي پرداخت پیدا نمی‌کند و در چند سطر و به‌صورت خلاصه تعریف می‌شود. مثلاً در مورد سفر به افغانستان نویسنده از همین فرم ایجازگویی بهره می‌برد و چندان به حواشی این رفتن نمی‌پردازد. درواقع نويسنده انگار حضور خودش و تئوري سياسي‌اي که مي‌خواسته بيان کند برايش ارجحیت داشته است و نه خط روایت و چگونگی بیان آن. در این رُمان نشانه‌ها، طراحي خوبي دارد با يک دال، چند مدلول داريم؛ اين دال‌ها در خود متن توضيح داده شده است و اغلب لزومي به مراجعه‌ی مخاطب به خارج از متن و به جهت رمزگشایی از این کُدهای داستانی نیست. ضمن این‌که روايت در مواردی با قرائت‌های رسمی از شرح وقایع هم‌سو است و چندان تفاوتی میان آن‌ها و روايت رايج و مرسوم نمی‌یابیم. مثل پاره‌ی داستان مربوط به مانی که داستان یک شخصیت نیمه‌ایرانی است که به فارسی تایپ می‌کند و البته دلش برای برگشتن به ایران می‌تپد.

فرحناز عليزاده ديگر منتقد حاضر در جلسه بود که به بيان نقطه نظرات خود پرداخت و گفت: "انتظار من از نويسنده با توجه به کتاب قبلی‌اش، بيشتر بود، اما فکر مي‌کنم يزدان بُد بيشتر درگير فرم بوده. من کتاب را يک فراداستان مي‌دانم. يک بخش از پُست مدرن فراداستان است يعني داستان در داستان. اما اين فرم روايت با محتوا هم‌خواني ندارد. در پست مدرن با عدم قطعيت و کثرت روايت روبرو هستيم و قرار است يک حقيقت را واژگون ببينيم و حقيقت محض را هم ارائه ندهيم مثل خودکشي مهرداد يا مرگ آيدين. اما وقتي به انتها مي‌رسيم يک قطعيت مي‌بينيم. راوي همه‌چيزداني که درون متن است مي‌گويد اين واقعيت و حقيقت است اما در اين ژانر همه چيز دچار نسبي‌گرايي است و قطعيت و حقيقت محضی وجود ندارد. سه نسل، سه آدم، سه ايدئولوژي را بيان مي‌کند اما گذرا رد مي‌شود. وقتي سه نسل در رمان نشان داده مي‌شود پس رمان است اما وقتي المان‌هاي ديگر را در نظر مي‌گيريم، اين يک داستان بلند است که به سمت رمان شدن نرفته است. اين فرمي که رايج شده، من‌هاي متعدد يا راوي‌هاي متعدد و ايدئولوژي‌هاي متعدد ما را به پست مدرن نمي‌رساند. ما را به راويان متعدد مي‌رساند. به نظر من خواننده بايد در کار مشارکت داده بشود و خودش به اين‌ها برسد."

سپس مريم عباسيان به بيان ديد گاه‌هايش پرداخت و گفت: "به نظر مي‌رسد نويسنده تعجيل به خرج داده، قصه خوبي داشته اما شتابزدگي نشان داده است؛ فرصت را به من خواننده نمي‌دهد تا مطلب را خوب بفهمم. نويسنده اطلاعات زيادي داشته که مي‌توانسته کم کم بگويد و بيشتر مخاطب را درگير کند. مثلاً دوست داشتم آن سه صفحه سفيد يادداشت‌هاي آيدين در فصل اول کش پيدا مي‌کرد و مي‌شد سیصد صفحه؛ که البته مي‌دانم نويسنده توانمندي آن را داشته است اما انگار قدري تعجيل کرده. در مورد زبان هم به نظر مي‌رسد يک جاهايي سکته داشته است".

مجيد واحدي اعتقاد داشت که همانطور که در سنگ نوردي وقتي يک نفر مسير جديدی را مي رود به نام او نام‌گذاري مي شود؛ در اينجا هم نويسنده در سبک معمايي، به نام خودش اين را زده.

مردعلي مرادي از ديگر حاضرين جلسه بود که به نقطه نظرات خود پرداخت: "اين داستان نه سياسي و نه تاريخي و نه اسطوره‌اي است، بلکه نويسنده‌اي از اسطوره، تاريخ و سياست براي گفتن داستان و ساختن مضمونش استفاده کرده است که اين خوب است. با کمي‌ها و کاستي‌ها از عهد کار برآمده است. مضمون براي نويسنده خيلي مهم بوده که آن را خوب ساخته. نويسنده از سياست استفاده مي‌کند تا داستانش را بگويد او مي‌گويد تاريخ دارد تکرار مي‌شود. ما آدم هايي هستيم که اين نسل به بعدي نرسيده به بعدي نرسيده و به بعدي،  و اما حکايت همچنان باقي است".

در پايان جلسه نويسنده کتاب "امير حسين يزدان بُد"  ضمن تشکر و قدرداني از حضور منتقدان و نويسندگان، اشاره کرد  شايد مي‌خواسته از رويکردهاي جاري قدري تخطي کند و ترجيح مي‌دهد بيش از اين در مورد کتابش حرف نزند. وي همچنين اضافه کرد توضيح پشت جلد حاصل کار ناشر است که چندان موافق آن نبوده.

قابل ذکر آنکه در اين نشست ادبي نويسندگان ديگري همچون ابراهيم مهدي‌زاده، شاهرخ گيوا و پريا نفيسي نيز حضور داشتند که در مواردي در مباحث شرکت کردند و به بيان ديدگاه‌هايشان پرداختند.

گزارش جلسه در خبرگزاری ایسنا

گزارش جلسه در خبرگزاری ایلنا

+ تاريخ شنبه سوم خرداد 1393ساعت 11:18 نويسنده منتقدین |

بیست‌وسومین نشست از سلسله نشست‌های نقد چهارشنبه با نقد و بررسی رُمان "لكنت" نوشته امیر حسین یزدان بُد، برگزار می‌شود. این جلسه ادبی، روز چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 93، ساعت 17:00، در سالن همایش سرای محله داوودیه با حضور نویسنده اثر و برخی از نویسندگان و منتقدان ادبی از جمله: محمد محمد علی، محمد جواد جزینی، مسعود پهلوان بخش، پوریا فلاح،  هادی نودهی، ابراهیم مهدی‌زاده، رضا فكری، مرد علی مرادی، محسن حكیم معانی، كاوه فولادی نسب، پریا نفیسی، مریم عباسیان، سیروس نفیسی و . . . بر گزار خواهد شد.
«لكنت» اولین رُمان یزدان بُد است كه سال 92 از سوی نشر افق منتشر شده و در بستری از وقایع تاریخی-اسطوره‌ای كه شروعش از دهه 20 شمسی و وقایع آذربایجان و فرقه دموكرات است، نقبی به موقعیت ایران و ایرانی در عرصه مناسبات سیاسی-منطقه‌ای می‌زند.  

امیر حسین یزدان بُد، متولد 1356  كه در رشته‌های فلسفه، فیزیك و كامپیوتر تحصیل كرده است، پیش از این رُمان با مجموعه داستان "پرتره مرد ناتمام" خود را به جامعه ادبی شناسانده بود، كتابی كه علاوه بر چاپ‌های متعدد، جوایز مختلفی را نیز از آن خود كرد از جمله: جایزه دو سالانه گلشیری برای مجموعه داستان اول در سال 89، و جایزه گام اول در چهارمین دوره. این مجموعه داستان همچنین نامزد نهایی یازدهمین دوره جایزه منتقدین مطبوعات بوده است و داستان "برای مارسیای رذل عزیز" از این كتاب نیر تك داستان برگزیده قلم زرین.

 

لُکنت امیرحسین یزدان بُد

سرای محله داوودیه در بلوار میرداماد، نرسیده به تقاطع پل مدرس (از سمت شرق)، خ البرز، تقاطع تابان شرقی، واقع و حضور در نشست برای کلیه علاقه‌مندان آزاد است.

لینک خبر در خبرگزاری ایسنا

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 11:52 نويسنده منتقدین |